|
گروه کامپیوتر دانشجویان ایرانی اللّهم صلّ علي محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم درباره وبلاگ امام حسین فرمودند: هر که خدا را، آنگونه که سزاوار اوست، بندگی کند، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا کند. (بحار الأنوار، ج 71، ص 183) حکایت من، حکایت کسی است که عاشق دریا بود، اما قایق نداشت؛ دلباخته سفر بود، اما همسفر نداشت. حکایت کسی است که زجرکشید، اماضجه نزد، زخم داشت و ننالید؛ گریه کرد، اما اشک نریخت. حکایت من، حکایت کسی است که پر از فریاد بود، اماسکوت کرد تا همه صداها را بشنود.. . آخرین مطالب
لینک های مفید
پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۱ :: 14:3 :: نويسنده : محسن اف وان
![]() دل من
خون شد ازین غم، تو کجایی؟
و ای
کاش که این جمعه بیایی!
دل من
تاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟
تو کجایی؟
تو کجایی...
و تو
انگار به قلبم بنویسی:
که چرا
هیچ نگویند
مگر
این منجی دلسوز ، طرفدار ندارد ، که غریب است؟
و عجیب
است
که پس
از قرن و هزاره
هنوزم
که هنوز است
دو چشمش
به راه است
و مگر
سیصد و اندی نفر از شیفتگانش ، زیاد است
که گویند
به اندازه
یک « بدر » علمدار ندارد!
و گویند
چرا این همه مشتاق ، ولی او سپهش یار ندارد! ![]() جواب
امام زمان علیه السلام:
تو خودت!
مدعی
دوستی و مهر شدیدی که به هر شعر جدیدی،
ز هجران
و غمم ناله سرایی ، تو کجایی؟
تو که
یک عمر سرودی «تو کجایی؟» تو کجایی؟
باز
گویی که مگر کاستی ای بُد ز امامت ، ز هدایت ،زمحبت،زغمخوارگی و مهر و عطوفت
تو پنداشته
ای هیچ کسی دل نگران تو نبوده؟
چه کسی
قلب تو را سوی خدای تو کشانده؟
چه کسی
در پی هر غصه ی تو اشک چکانده؟
چه کسی
دست تو را در پس هر رنج گرفته؟
چه کسی
راه به روی تو گشوده؟
چه خطرها
به دعایم ز کنار تو گذر کرد
چه زمان
ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد...
و تو
با چشم و دل بسته فقط گفتی...
تو کجایی!؟
و ای کاش بیایی!
هر زمان
خواهش دل با نظر یار یکی بود، تو بودی...
هر زمان
بود تفاوت ، تو رفتی ، تو نماندی.
خواهش
نفس شده یار و خدایت ،
و همین
است که تاثیر نبخشند به دعایت ،
و به
آفاق نبردند صدایت
و غریب
است امامت
من که
هستم ،
تو کجایی؟
تو خودت
! کاش بیایی
به خودت
کاش بیایی
پیوندهای روزانه
پيوندها لینک های مفید
|
||
|
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی : پیچک
|